محمد على آزاد كشميرى
167
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
شكلى در مسائل منطق است . شيخ عبد الله بن صالح سماهيجى بحرانى گفته است كه من در اوايل عمر خود در قريهء ماحوز با استاد خود شيخ سليمان بن عبد الله بحرانى دو مرتبه در عقب شيخ محمد مذكور نماز گزاردهام ، و شيخ سليمان بن عبد الله داماد شيخ محمد مذكور بود . و در آن زمان ميان هر دو ايشان در مسئلهء فقهيهاى بحث واقع شد ، و آن اينكه نهادن پيشانى ، جزء سجود است يا نه ؟ پس اگر كسى در سجده باشد و در آن حال آيهء سجدهء واجبه را پيش او بخوانند پس او را استمرار بر همان سجده كافى است يا بايد كه سر برداشته باز پيشانى به سجده نهد ؟ پس در اين مسئله شيخ محمد بن ماجد دعوى اجماع نمود بر اينكه نهادن پيشانى جزء هر سجده نيست و چنان شخص را استمرار بر سجدهء اولى كافى است . و استاد من شيخ سليمان بن عبد الله در اين مسئله مخالفت او نمود و گفت : بلكه بر او واجب مىشود كه سر بردارد و باز به سجده نهد . پس منازعتى عظيم ميان ايشان واقع شد و نوبت به اين رسيد كه شيخ سليمان گفت : لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ ! « 1 » و مراد شيخ سليمان از قرائت اين آيه آن بود كه آنچه تو گفتى كه اعتقاد تو است به جهت آنكه تو مجتهد هستى ترا تقليد قول من جايز نيست ، آنچه من گفتم اعتقاد من است زيراكه من هم مجتهد هستم و مرا تقليد سخن تو جايز نيست . پس شيخ محمد بن ماجد به مجرد شنيدن اين آيه از او به كلام وحشتآميز و نفرتانگيز با او متكلم شد زيراكه او ملتفت بهسوى اصلشان و نزول آيهء مذكوره شد كه اين آيه مشتمل بر كلام حضرت نبوى به مخاطبهء مشركين است . شيخ سليمان گفت : كلام من از راه حجت بود و از راه طعن و تشنيع بر تو نيست و زياده از اين او را ممكن نشد كه رد بر شيخ مذكور نمايد زيراكه شيخ محمد در آن زمان مشاراليه بود و شيخ سليمان تا آن وقت اشتهارى نداشت . پس هر دو از يكديگر جدا شدند و مجلس منقضى شد و هريك از ايشان بر ديگرى خشمناك بود . و مدتى قليل قريب چهل روز بر اين حال بودند و استاد من شيخ سليمان رسالهاى در اين مسئله متضمن رد بر او تصنيف كرد . و شيخ محمد مذكور را مرضى عظيم عارض شد و شيخ سليمان به عيادت او حاضر شد . پس شيخ محمد در همان مرض كه عمرش قريب هفتاد سال بود در حدود سنهء يكهزار و يكصد و پنج ( 1105 ) هجرى وفات يافت و آن سال سال جلوس پادشاه زمان ، سلطان حسين بن شاه سليمان صفوى بود . قبر شيخ مذكور در مقبرهء شهيد واقع است و قبهاى بالاى آن بنا كردهاند و رياست بلاد بعد از او بهسوى سيد هاشم توبلى بحرانى منتهى شد . مؤلف گويد كه آنچه صاحب تذكرة العلماء از بعض تواريخ نقل كرده كه سال جلوس سلطان حسين بن شاه سليمان صفوى يكهزار و يكصد ( 1100 ) هجرى بود چنانكه در احوال ميرزا رفيع قزوينى واعظ گذشت مخالف آن است كه شيخ يوسف بحرانى در اين مقام تحرير فرموده . و الله يعلم .
--> ( 1 ) . سورهء كافرون ، آيهء 6 .